مهمانسرای حضرت صاحب

بیایید روح و راه دلمان را آذین ببندیم، جشن ظهور در پیش است

مهمانسرای حضرت صاحب

بیایید روح و راه دلمان را آذین ببندیم، جشن ظهور در پیش است

مهمانسرای حضرت صاحب

اجابت دعای من طلوع سایه سار یار
همان دمی که من شوم غروب زیر پای یار

۱۷۳ مطلب با موضوع «عاشقانه های من و فرمانروا» ثبت شده است

پروردگار رحیم و قادر و یکتا

جان مردان

آبروی زنان 

و آرامش و آسایش کودکان وطنم را

ایمان و وجدان و شرف و غیرتمان را 

وطنمان را

به رحیم و رحمان و قادر بودن خودت میسپارم...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۸ ، ۰۲:۴۰
شاداب امیدوار

رفتم تو آشپزخونه چای بریزم برای خودم پنجره باز بود نسیم خنکی هم میومد همون موقع صدای اذان مسجد اول شهر که به روستامونم نزدیکه بلند شد

خیلی خوبه

صدای اذان اون مسجدو خیلی دوس دارم

قبلنا آشپزخونه نبود اونجا اتاق بود من و آرام جامونو مینداختیم دم پنجره و صبحا با همون صدای اذان کلی از زندگیمون لذت میبردیم یادش بخیر... چه نسیم دلنشینی بود...چه صدای قشنگی... اذانش انگار از آسمون پخش میشد نمیدونم موذنش کی بود ولی خیلی قشنگ بود...

 

من برم به نماز عشق بورزمheart

۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۸ ، ۰۵:۵۳
شاداب امیدوار

این دنیا موعود خودشو میخواد... روزها بیقرار و بیتاب اومدن موعودی هستن که حق حسینیا رو بگیره
آقایی که خودشم عزاداره
آقایی که همه چی با اومدنش بر میگرده سر جایی که باید باشه
دنیا پر از زیبایی میشه آدما دیگه گرگ نباشنو مثل خواهر و برادر با هم رفتار کنن
نه این خواهر برادرا ها...مثل امام حسین و حضرت زینب... فقط دیگه یزیدی نیست ... عاشورا تکرار نمیشه :) همه دلشون پاک و مهربون و بزرگ میشه
دنیا پیشرفت میکنه و پیشرفتا در خدمت انسان برای تکاملش  و رسیدنش به اوج بندگی و در نهایت گرفتن رضایت فرمانروا، قرار میگیره
مهربونیا راه پروازو پیدا میکنن و به قلب آدما برمیگردن

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۸ ، ۰۱:۰۱
شاداب امیدوار

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ شهریور ۹۸ ، ۰۱:۵۹
شاداب امیدوار

خدایا ممنونم که از سر لطف اجازه میدی تو خونه ی ما هم به برکت نذرهای ارباب سبز بشه

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ شهریور ۹۸ ، ۰۰:۲۹
شاداب امیدوار

واقعا ازت ممنونم که ذات آدمای  اطرافمو بهم نشون میدیheart

خب من حرفی ندارم

واگذارشون کردم به خودت5*1

فعلا:)

هرچی خودت صلاح میبینی

من در هر صورت از لطف و محبتت راضیم و به مدیریتت کاااملا اعتماد دارم

واقعا که بی نظیری....مثل همیشه.....

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۸ ، ۰۴:۱۱
شاداب امیدوار

خدایا ممنونم که بهم کمک میکنی لبخندمو نگه دارم

میبینی که 

لبخند و شادی از شادیه اطرافیانم تنها چیزیه که برام مونده

 

ممنونم که بهم کمک میکنی زندگیم هر روز بهتر از قبل بشه

ممنونم که داری دونه دونه معضلاتمو حل میکنی

ممنونم که همش هوامو داریو بهم کمک میکنی و ازم حمایت میکنی

منم از تو یاد میگیرم و از خودم حمایت میکنم

از خودم مقابل بی توجهیای خودم حمایت میکنم

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۸ ، ۰۳:۱۵
شاداب امیدوار

زندگی کرد 

حرص خورد

بچه ها رو دعوا کرد... ادرس وبلاگو اسمای مستعار برادرزاده هاشو توی وبلاگ بهشون گفت...

با هم خندیدن

با هم گریه کردن(سر شعر محتشم با حاج داداش)

دستپخت مامانشو که یه روزی توی بیمارستان حسرتش شده بود کنار خانواده خورد...

گاهی وبلاگشو باز کرد و زود برگشت توی جمع... قربون صدقه ی عزیزاش رفت

از بودن کنار اونایی که دوسشون داره لذت برد و خداروشکر کرد

برای قد بلند و صدای قشنگ گنجشکایی که تا چندسال پیش جاشون تو بغل خودش بود دلش قنج میرفت و عین عمه ماه منیر با ذوق نگاشون میکرد و صلوات میفرستاد...

 

خدایا ممنونم که سختی ها گذشت...

عسرِ رفت یسرِ داره میاد:)

ممنونم

لطفا برای همه این مهربونیا رو بخواه

آمین

دل همه رو به سلامتیه عزیزانشون شاد کن:)

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ شهریور ۹۸ ، ۲۳:۱۵
شاداب امیدوار

خدایا میشه دلِ منو شفا بدی؟

حسرتامو بگیری

من ادم خوبی بشم

اونجوری که خودت خوشت بیاد کیف کنی

 

میشه بهم آرزوهای تازه بدی؟

میشه کمک کنی من چیزی دلم بخواد؟

میشه بهم کمک کنی با فکر کردن به گذشته رو اعصاب خودم راه نرم؟

میشه چراغ آینده رو جوری برام روشن کنی که اصا چیز دیگه چشممو نگیره؟

 

میشه من دوست داشتن یاد بگیرم؟

باور کردن... اعتماد کردن... اینا دیگه برام غریبه شدن!

منو سیراب کن

الان فقط سرابه!

 

میشه منو به خودت برسونی؟

اونجا که فقط خودت باشی:)

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۸ ، ۰۲:۴۴
شاداب امیدوار

امشب در مورد موضوعی با یه بنده خدایی مشورت کردم

و تصمیم خودمو گرفتم

اولین وظیفه ی من محافظت از خودمه:)

 

 

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۸ ، ۰۲:۳۹
شاداب امیدوار