دارم یه قصه می نویسم
ماجراش در مورد دو تا نوجوانه
قصش کوتاست
یکمم شاید بگین هندیه
ولی من ازش خوشم میاد
بنویسمش با رمز عمومیا میذارمش
کاملا آزادین انتقاد کنید کااااااااااااملا
چون اتفاقا به نقد نیاز دارم میخوام بیشتر بنویسم و به مرور قوی تر نمیگم هرچی بگین قبول میکنم ولی شما یه بار دنبال نقاط ضعفش بگردین و سخت بگیرید یه بارم دنبال نقاط قوت
حتما چیزای زیادی ازتون یاد میگیرم:)
من از رنگ زرد طلا بیییییییییزارم
ولی از رنگ سفیدش خوشم میاد بنابراین طلا سفید و نقره برام فرقی ندارن:))))
خوشبختی ازین بالاتر هس واقعا؟!
دارم فک میکنم دقیقا چند سال دیگه توان خرید یه ست یا حتی نیم ست نقره رو بدست میارم؟؟؟!!!
لباس محلی واقعا آدمو تبدیل میکنه به یه نجیب زاده کاری که تاب شلوار گرون قیمت نمیکنه لباس محلی معمولی برات انجام میده
میگید نه؟ نگاه کنید:)