دلم برای بابام تنگ شده... وقتی خواستگار اومد و بابام نبود خیلی دلم گرفت...
خیلی احساس تنهایی و بی کسی کردم
نیست
نه کسی هست برام بزرگتری کنه نه کسی هست راهنمایی کنه نه کسی هست مسائل مالی رو به عهده بگیره
حتی نمیدونم اگه بخوام ازدواج کنم چطوری باید جهیزیه بگیرم
میدونم باید به خدا توکل کنم
فقط دلم گرفته
دلم بابامو میخواد
حس میکنم هیچکس دردمو نمیفهمه و اصلا کسی رو ندارم
حتی دایی هم به رحمت خدا رفته
علی هم نتونست بیاد بشینه پیش خواستگارا