با هر سختی آسانی هست...
يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۳:۲۶ ق.ظ
دلم برای بابام تنگ شده... وقتی خواستگار اومد و بابام نبود خیلی دلم گرفت...
خیلی احساس تنهایی و بی کسی کردم
نیست
نه کسی هست برام بزرگتری کنه نه کسی هست راهنمایی کنه نه کسی هست مسائل مالی رو به عهده بگیره
حتی نمیدونم اگه بخوام ازدواج کنم چطوری باید جهیزیه بگیرم
میدونم باید به خدا توکل کنم
فقط دلم گرفته
دلم بابامو میخواد
حس میکنم هیچکس دردمو نمیفهمه و اصلا کسی رو ندارم
حتی دایی هم به رحمت خدا رفته
علی هم نتونست بیاد بشینه پیش خواستگارا
۰۴/۱۰/۲۹
سلام. من می فهمم. به عنوان یک پدری که می توانم بگویم زندگی اش در یگانه دخترش خلاصه می شود می فهممت. می فهمم برای دختر ها مخصوصا پدر چقدر مهم است و نبودنش چقدر آسیب و درد!
دست بر قضا چند وقت پیش به همین فکر کردم که اگر من از دنیا بروم چه کسی بزرگتری می کند برایش! عموهایش؟ دایی هایش ؟ مادرش؟ هر چند به نظرم آمد به جر پدر و مادر بزرگتری که دلسوزانه بزرگی کند نیست اما در نهایت به یک نتیجه رسیدم! از قضا در وبلاگم هم زدم با عنوان بزرگتر خوب! اگر دلتان خواست بخوانید.
اما توصیه اکیدم به شما دختر ارجمندم یعنی همان توصیه ای که اگر بتوانم به دخترام خواهم داشت که در نبودنم انجام دهد اینکه: دخترم از کلیشه های جنسیتی فاصله بگیر، بعضی چیزها زن و مرد ندارد مثل قوی بودن و بزرگ بودن. قوی باش، بزرگی کن! خودت! با اعتماد به نفس باش! در مراسم خواستگاری فک نکن اگر نیستم چیزی کم داری! از قضا همیشه این تو بودی که با بودنت و لبخندت به من قدرت می دادی! محکم بیاست گویا بزرگترن انسان عالم تویی! غرورت را حفظ کن! از شروطت پایین نیا! نه احساس ضعف کن و نه آن را نشان بده! مادرت را محترم بشمار و به حرفش اعتماد کن ولی تصمیم نهایی را خودت بگیر! عموها و دایی هایت را محترم بشمار ولی تصمیم نهایی با خودت! خودت مسئول اول و آخری! مشورت بگیر تحقیق کن ولی خودت تصمیم بگیر و به عملت ایمان داشته باش.مطمئن باش اگر زنده بودم و در کنارت بودم همین کار را می کردم! مشورت می دادم ولی تصمیم نهایی را به خودت می دادم پس در نبودنم هم همین کار را بکن.
عاقلانه تصمیم بگیر! با طرف حرف هایت را رک بزن. البته رک گویی دخترم با بی ادبی فاصله دارد. شفاف باش با او! رودربایستی نکن نذار حرفی در دلت بماند و طرح نکنی حتی نوع لباس پوشیدنت هم اگر برایت مهم است با او در میان بگذار.
اگر هم سطح تو در همه جوانب است یا نزدیک است به سطح تو ازدواج عاقلانه است.اگر دنیایتان از هم دور است در آن تردید کنحتی اگر عاشق هم باشید.
یک چیزی . دوست دارم آنقدر قوی باشی که هدفت از ازدواج یافتن پناهگاه نباشد تو خودت پناهگاه باید باشی! من دخترم را قوی دوست دارم.
و دست آخر اینکه به خدا توکل کن. مستقیم از خدا بخواه. مطمئن باش هرچه آبرو دارم همه اش را نه یک ذره کم همه اش را در آنجا خرج می کنم. تمام دارایی ام را در آنجا در برابر خدا می دهم حتی اگر بهایش کشیدن رنج جهنم باشد که خدا تو را خوشبخت کند.
مواظب خودت و دیگران باش دخترم .