دلم تنگ شده برم صحرا از درختا بکشم بالا... مخصوصا درخت نزدیک حوض که بزرگتره و اصلا دید نداره از اطراف
دلم تنگ شده برم صحرا از درختا بکشم بالا... مخصوصا درخت نزدیک حوض که بزرگتره و اصلا دید نداره از اطراف
فقط تا ۱۷ خرداد ادامه بدم ۴۰ روز تمرینات فن بیان تمومه
ولی همچنان باید ادامه بدم
فعلا دارم نمونه کار میبینم خیلی...
توی همین مدت کوتاهم خداروشکر پیشرفتم به چشمم میاد
یکی از نعمات الهی امکان دوش گرفتنه! نیازش توی آدمای گرمایی خیلی جدیه
خیلی
میتونه تعیین کنه که بیرون بری یا نه
نمیفهمم چرا انقد سوال میپرسه
ترجیح میدم کمتر باهاش مواجه بشم
خوشم نمیاد انقد سوال میکنه
شاید دفعه بعدی با صراحت تمام همینو بهش بگم
خوابم نمیبره
بعد از یکسال تلاش برای ایجاد نظم توی خواب و بیداری
آنروز بعد از ظهر خیلی خسته بودم خوابم برد و الانم بیدارم...
دعا میکنم بتونم دوباره سر وقت بخوابم و بیدار بشم
حالا نگرانیم نماز صبحه
راستی یه نکته دینی که با حجاب من موافقه، همونِ که با، زنده بگور کردنم مخالفت کرد همین برای اینکه به مصلحتاندیشیِ دینم اعتماد کنم کافیه
چند روز پیش توی یک گروهی، یکی اومد خیلی بر علیه حجاب و غیره صحبت کرد.
خیلی براش دلیل آوردیم و نه اون زیر بار رفت نه ما
تهش منم نامردی نکردم
رفتم یک کانال آموزش امربمعروف و نهیازمنکر ساختم و اومدم تگ کانال رو به همه اون گروهه دادم. از طرف هم تشکر کردم که باعث شد چنین فکری به سرم بزنه
توی یک سکوتی فرو رفتن
توی یک سکوتی فرو رفتن که نگوووو
آخیشششش دلم خنک شد.
آخه هر جا کم میآوردند استدلال و منطق رد کنار میگذاشتند توهین و برچسب و هوچیگری و
... راه مینداختن
منم تصمیم گرفتم به جای دفاع حمله کنم. کانال ساختم و با نادانی نسبت به این دو فریضه میجنگم.
بعدم برای اولین بار یک بیت سالم و مرتبط و پیوسته سرودم اونم درباره امربمعروف و نهیازمنکر
تقدیم به شما:
امر به معروف کن تا ندهندت به باد
نهی ز منکر نما تا نرود دین ز یاد
وای خدایا شکرت
این همه آدم دارن به بابا صاحب سلام میکنن
مثل خواب دیدنِ خداروشکر
#سلام_فرمانده
توی یه جمعی نشسته بودم نمیدونم چی شد که حرف به اینجا رسید و تعریف کردم که توی یکی از کتابها از قول شیخ رجبعلی خیاط گفتن به نامحرم نگاه نکنید، اگر هم نگاهتون افتاد بگید یا خیر حبیب و محبوب صل علی محمد و آل محمد. این خیلی اثر داره
دیدم که براشون عجیب بود وشروع کردن به خندیدن و مسخره کردن که آخه خیلی زیاد چشممون میفته و مگه میشه آدم به نامحرم نگاه نکنه؟ و با حالت تمسخری داشتن ادامه میدادن. وقتی نگاهشون میکردم یاد فال گرفتن هاشون افتادم اینکه یکی توی یوتیوب یه فالی گرفته بود و کلی افاضات کرده بود و اینا داشتن اونو برا الان خودشون حجت قرار میدادن و دنبال اثبات وقایع پنهانی پیرامون خودشون بودند.
یا فال قهوه و فال تاروت و .... و اینکه اگه اون زنِ بدحجابِ فالگیر اینو میگفت اینا قبول میکردند
ته ذهنم خندم گرفت که پس کی قراره عقل رو حجت قرار بدن؟ و درستی یا غلط بودن حرف آدما رو از این راه بفهمن؟
ازین افکار چیزی بهشون نگفتم فقط گفتم مرحوم شیخ رجبعلی زورتون نکرده، اگه فکر میکنید برای شما فایده نداره خب میتونید استفاده نکنید. دیگه لازمه مسخرش هم بکنید؟